موج لبخند

درخواست حذف این مطلب
کلاغی پر کشید،از موج سنگین بال هایش انرژی در فضا به گردش در آمد...برگ های تکانی خورد...از حرکت مواج برگ هاموجی به سمت ساقه راه افتاد، ساقه را پیمود و به ریشه رسید...مسیر ریشه را طی کرد تا در نقطه ای کوچک در دل باغچه به هسته ی کوچک گلی رسید...موج انرژی با هسته برخورد کرد،هسته به خود لرزید،بارور شد...ساقه ای جوانه زد، شروع به رشد کرد و در انتهای رشد خود غنچه ای زیبا رویید ...موج حضور غنچه در هوا پیچید و به چشم های منتظر کودک رسید،شوق دیدار در وجودش به گردش درآمد و به لب هایش رسید ، لبخند جاری شد ...موج لبخند تمام فضای خانه را پر کرد.#کاکتوس

بالا ه

درخواست حذف این مطلب
بالا ه یکی باید باشه دعوات کنه یانه؟همیشه باید یکی باشه که دعوام کن لا تو زندگیم باید یکی باشه دعوام کنهو این روزا چقدر من بدون اون یکی شدم.

ا ین نامه عاشقانه

درخواست حذف این مطلب

چشم هایت را روی هم بگذار بانوی قصه های من،که هنوز هم شیطنت های کودکیت در پس مهربانی چشمانت ه است...بگذار ندای قلب من هر چند مسکوت،هر چند خاموشلمش کند دریچه چشمانت را...بگذار سال های گذشته در خواب فرو روند ...بگذار هر چه گشت،بگذرد...و بگذار فاصله ها به خواب روند...بانوی بازیگوش قصه هایم هر جا هستی شاد و دلت از هر غصه ای دور بادومن بعد از خواب هزارساله فراموشی ،چشم باز کرده ام تا دوباره از تو بگویم حتی اگرنخواهی ،حتی اگر نخوانیمرا دیگر غمی نیست زیرا ی در گوشم کرد است #فریاد قاصدک ها را#با احترام کاکتوسبرای مخاطب خاص

نوای دلنشین گل ها

درخواست حذف این مطلب
خوب جونم براتون بگه ....دیروز صبح از اون روزای بد بود از اونا که تو زندگی هممون گاهی هستاز همونا که گاهی مرگ بهتره ..اولش اصلا حال بیرون رفتن از خونه رو نداشتمولی هرجوری بود زدم بیرون ...تو مترو یه خانم گل فروشی اومد سه تا شاخه گل ازش یدم یه رز سرخ یه رز صورتییه شاخه مریم ...



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

برای محمد

درخواست حذف این مطلب


[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

برای محمد

درخواست حذف این مطلب


[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

برای مخاطب خاص

درخواست حذف این مطلب
ﺑﻪ ﻋﻤﺪ ﺩﺍﺩ ﺳﺮ ﺯﻟﻒ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺻﺒﺎ ﭼﻪ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﺑﺎﺩ ﺩﺍﺩﻩ ﻧﮑﺮﺩ #عاﺭف_ﻗﺰﻭﯾﻨﯽبسته دیگه هر چقدر نامه نوشتم و قوربون صدقت رفتماین بار می خوام بگم با هر دفعه فرق میکنه من هنوز همون جام ...همون نقطه من جایی نرفتم که بخوام بیام پیشت خودت رفتی پی اگر خواستی خودت بیا هنوز همون انرژی منفیم و شایدم خیلی بدترهنوزقلبم از ا ین حرفات درد میکنه اما به قولی از دوست هرچه رسد نی ت پس این بار اگر خواستی خودت بیا من هنوز می تونم تو قلبم دوست داشته باشم خودت خودتو از دوست داشتنم گرفتی ... ب با یه نفر مثل تو رفته بودم بیرون چقدر لحظه های خوب هم قدمی و هم صحبتی ازمون گرفتی شایدم به قول تو من گرفتم ...کاش هیچ وقت نفهمی چیکار کردی با من کاش هیچ وقت عمق دوست داشتنمو متوجه نشیمی خواستم تولدت برات دسته گل بفرستم ولی خوب مزاحمت نشم بهتره ...من هنوز همون جام پس این بار غرور خودت رو بسنج با خودت دو دوتا چهارتا خواستی برگرد و نخواستی به قول خودت سرت سلامت .دلت پر از ارامش رفیق

دلتنگی غم انگیز

درخواست حذف این مطلب
هوا چقدر گرفته ...کاش زودتر بارون بیادچقدر دلم نم نم بارون و قدم زدن و گریه می خواد....انگار دلم بازم گرفته ...انگار دلم باز برات تنگ شدهاما بهتر دوست داشتنت تو دلم بمونهانگار سکوت قشنگ تر اش بارون بزنه...

دلتنگی

درخواست حذف این مطلب

دلم قربانی کدامین دلتنگی شده استکه چنین بی اختیارسکوتبر دریچه ی افکارم طنین انداخته است؟!!!کاکتوس

سکوت

درخواست حذف این مطلب
با زدر میان هجوم این همه سخنچه ت نشسته ام...باز در میان هجوم این همه واژهقلمم چه بی جوهر مانده استباز در میان این همه موسیقی دلنشینچه بی پروا گوش هایم را گرفته امباز در میان این همه دلتنگیچه راحت خموش نشسته ام .
کاکتوس

شفا

درخواست حذف این مطلب
این روزا که ...... ناراحت میشه نمیدونم چی دعا کنم نمیدونم بگم زودتر حالش خوب بشهیا زودتر بمیرهبعد دلم میگیره کاش امون ادمتر بودن تا این مشکلات پیش نمی یومد،خدایا ...خدایا ... چی بگم صبر بده

ماری و م

درخواست حذف این مطلب
انیمیشن: mary and max – ماری و م داستان در سال ۱۹۷۶ تا ۱۹۹۴ اتفاق میافتد، درباره دوستی یک دختر کوچولوی ۸ ساله و مرد ی ۴۴ ساله است که در نیویورک زندگی میکند.داستان بیشتر حول زندگی این دو نفر است ، از وقتی دخترک ۸ ساله است تا وقتی ۲۶ ساله شود و نامه هایی که بین این دو نفر رد و بدل میشود. اینانیمیشن بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است.می تونم بگم یکی از بهترین انیمیشن هایی که دیدم ،اشکمو در اورد....تمام لحظه هایی که تو وبلاگ با دوستامداشتم رو برام تداعی کرد،هر وقت میگفتن راستی،یه راستی دیگه یاد خودم میوفتادم یاد خنده ها ،اشکا،راهنمایی ها و......و چقدر این انیمیشن شبیه دوستی های وبلاگی خیلی دوست داشتنی و خیلی تلخ ...وقت کردید حتما ببینید .

زمان

درخواست حذف این مطلب
گاهی وقتا یه سری اتفاقا دقیقا زمانی رخ مید ه اصلا منتظرش نیستی .خوب شاید روزگارباید بگذره و بگذره تا اماده پذیرش خیلی اتفاقا بشی ،با این حا ندگی بازی های خودشو داره،خوشحالم حداقل قبل مرگ پرونده ها یکی یکی دارن بسته می شن،برای خواب ابدی و ارامش لازمه اتفاق ها هر چند دیر رخ بدن،زندگی کوتاه تر از این همه خشم و نفرت و سوال بی پاسخه .خدایا شکرتنظرات به زودی تایید میشه.

چشمان تو

درخواست حذف این مطلب
در سکوتی که به اندازه ی دریای چشمان تو بود... انجا که گونه هایت ،خیس از تبسم غم بود...مردی،بادبان قایق عشقش را به شوق لبخند دوباره تو به دریای چشمانت سپرد.کاکتوس
پانوشت:تقدیم به مهسا و مهساهابه امید روزای خوب

عشق

درخواست حذف این مطلب
به دنبال راه نجاتی در میان گیسوان تو می گشتم ای دریغا ،که گیسوان توتمام بود و نبود مرا ربود.کاکتوس
پانوشت:روز دختر مبارک

درد و دل های یک دیوانه

درخواست حذف این مطلب
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد رمز عبور می توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.

[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]

خاطره

درخواست حذف این مطلب
دلتنگی بعضی وقتا واژه ی غریبی میشه مخصوصا وقتی سراغ بعضی وبلاگا میری و میبینی پست هایی گذاشتن که همه ی خاطراتتو زنده میکنه .هرچقدرم که ذهنتو پاک کنی از همه چی هر چقدر بری و دوا و درمون با یه نوشته میشی ادم سابق ادم ها موجودات وحشتناک دوست داشتنی هستن این روزا وقتی به گذشته فکر میکنم با خودم میگم دلم می خواد با ی صمیمی بشم و حتی فکرش منو ازار میده و به قولی من دیگه ادم خاطره ساختن نیستم .

یه زمانی...

درخواست حذف این مطلب
یک زمانی بود آدم ها خیال می د یک گنجشک برای تمام آسمان بس است. چه آرزوی کوچکی داشتند. آدم هایی پیدا می شدند که تمام عمر عاشق می ماندند. چه حوصله ای. خوشا به حال ما که با چند قدم از روی همه چیز رد می شویم. بی آن که دعایی خوانده باشیم روی دیوار کلیسا نقاشی میکنیم، به همان سبک باری که رفته ایم بر می گردیم و یقین داریم که برای مذهب نمره خوبی خواهیم گرفت. مثل زنبور عسل نه، مثل پروانه روی تجربه ها بنشینیم و برخیزیم. تنهایی، مراقبه،شور، حال ،عشق... از هر کدام اندکی بچشیم ، هیچ چیز نباید زیاد وقت ما را بگیرد. سهراب عکاس باشی : کاکتوس